وقتی به زندگی هنرمندان بزرگ نگاه میکنیم، متوجه میشویم که در دنیای هنر هیچ قانون نوشتهشده و فرمول جادویی یکسانی برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد. مسیر هر ستاره، منحصربهفرد است؛ برخی الفبای این حرفه را در کلاس بازیگری و آموزشگاهها یاد گرفتهاند، برخی از طریق تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی وارد این عرصه شدهاند و برخی دیگر، خیلی اتفاقی و بر حسب یک تقدیر ساده پا به صحنه گذاشتهاند. اما نقطه مشترک همه آنها این است که در نهایت، با تکیه بر تلاش، پشتکار و شکوفا کردن استعداد خود توانستهاند در یادها ماندگار شوند و قاب سینما و تلویزیون را تسخیر کنند.
در این مقاله قصد داریم با هم به پشت صحنه زندگی ستارهها سفر کنیم و داستان خواندنی و الهامبخش نحوه بازیگر شدن معروفترین بازیگران ایرانی و خارجی را مرور کنیم. اگر شما هم رویای بازیگری در سر دارید، تا پایان این مسیر با ما همراه باشید!
نحوه بازیگر شدن بازیگران معروف
در ادامه، به پشت صحنه زندگی ستارهها میرویم تا ببینیم بازیگران محبوب چگونه و از چه مسیری راهی دنیای بازیگری شدند. در این بخش، داستانهای واقعی و شنیدنی از اولین قدمهای این هنرمندان، از کلاس بازیگری تا تستهای سرنوشتساز را با هم مرور میکنیم. با آموزشگاه بازیگری بارانا همراه باشید.
صابر ابر
صابر ابر یکی از خلاقترین بازیگران ایرانی است که مسیر موفقیتش مستقیما از دل آموزشگاههای بازیگری میگذرد. او از دانشآموختگان کلاسهای بازیگری است؛ جایی که شانس این را داشت تا زیر نظر اساتید بزرگی مثل پرویز پرستویی و حبیب رضایی آموزش ببیند.
استعداد ناب صابر ابر در همان کلاسها چشم اساتیدش را گرفت و به پروژههای تئاتری و تلویزیونی معرفی شد. صابر ابر نمونهای از بازیگرانی است که نشان میدهد اگر در یک کلاس بازیگری خوب، بتوانی خوش بدرخشی، خودِ اساتید دستت را میگیرند و تو را به دنیای حرفهای معرفی میکنند.
هومن سیدی: پسری که از کلاس بازیگری به قله سینما رسید

هومن سیدی از همان دوران نوجوانی، شیفته دنیای تصویر و سینما بود. او به جای اینکه منتظر یک شانس ناگهانی بماند، تصمیم گرفت مسیر را اصولی طی کند. هومن در سنین نوجوانی به کلاس بازیگری کودک و نوجوان در انجمن سینمای جوان رشت رفت و در آنجا الفبای بازیگری و ساخت فیلم کوتاه را یاد گرفت. او آنقدر به این رشته علاقه داشت که چندین فیلم کوتاه هم در همان دوران نوجوانی ساخت.
اما گام بزرگ او زمانی رقم خورد که به تهران آمد و در کلاس بازیگری زیر نظر اساتید بزرگی آموزش دید. استعداد، هوش بالا و استایل خاص بازی او در همین کلاسها کشف شد و خیلی زود در سال ۱۳۸۳ برای بازی در فیلم سینمایی «یک تکه نان» در کنار رضا کیانیان انتخاب شد.
یک سال بعد، بازی درخشانش در فیلم «چهارشنبهسوری» اصغر فرهادی، جایگاه او را تثبیت کرد. هومن سیدی بعدها با سریال «راه بیپایان» به شهرت عجیبی میان نسل جوان رسید. قصه هومن به نوجوانان علاقهمند به بازیگری یاد میدهد که دوری از تهران هیچوقت یک مانع نیست؛ اگر کارتان را از کلاس بازیگری شهر خودتان با جدیت شروع کنید، سینما خودش شما را پیدا خواهد کرد.
شبنم مقدمی
شبنم مقدمی، بازیگر توانمندی که بارها با بازیهای درخشانش در نقشهای کمدی و درام اشک و خنده مخاطب را درآورده، نمونهای از سواد و اصالت در بازیگری است. او مسیر حرفهای خود را با شرکت در دورههای فشرده آموزشگاه بازیگری امین تارخ آغاز کرد.
شبنم مقدمی در این کلاسها یاد گرفت که چطور از صدا، بدن و حس خود برای خلق یک نقش استفاده کند. او پلهپله از تئاتر و رادیو شروع کرد تا به تلویزیون و سینما رسید. قصه او به ما یاد میدهد که ماندگاری و احترام در سینما، خریدنی نیست، بلکه آموختنی است.
الهام حمیدی
الهام حمیدی از آن دست بازیگرانی است که از سنین پایین به هنر علاقه داشت اما راه ورود را بلد نبود. او تصمیم گرفت شانس خود را در کلاسهای آزاد بازیگری امتحان کند. الهام با گذراندن دورههای فشرده بازیگری، تکنیکهای جلوی دوربین رفتن را یاد گرفت.
در نهایت، استعداد او در همین دورهها دیده شد و برای بازی در سریال «آوایی در گلستان» انتخاب شد. او بعدها با نقشهای ماندگاری مثل همسر حضرت یوسف یا سریال مسافری از هند به اوج شهرت رسید و ثابت کرد کلاسهای بازیگری کوتاهمدت اما هدفمند هم میتوانند معجزه کنند.
الناز شاکر دوست
الناز شاکردوست از همان دوران دبستان عاشق بازیگری بود و این عشق را با شرکت در تئاترهای دانشآموزی دنبال میکرد؛ او آنقدر در کارش جدی بود که در سال ۱۳۷۶ جایزه بهترین بازیگر جشنواره فجر دانشآموزی را از آن خود کرد. الناز که میدانست برای ماندگار شدن در سینما باید دانش این کار را داشته باشد، در کنکور هنر شرکت کرد و با رتبه درخشان ۱۱ وارد رشته بازیگری تئاتر در دانشکده هنر و معماری تهران شد.
اما نقطه پرتاب او به سینمای حرفهای، یک اتفاق طلایی بود. وقتی کیومرث پوراحمد (کارگردان بزرگ سینما) در سال ۱۳۸۳ به دنبال یک چهره جدید، بااستعداد و جوان برای فیلم سینمایی گل یخ میگشت، الناز شاکردوست ۲۰ ساله که در حال بازی در تئاتر بود را کشف کرد.
او برای نقش اصلی این فیلم در کنار محمدرضا گلزار انتخاب شد. فیلم به شدت فروخت و الناز شاکردوست یکشبه مسیر شهرت را طی کرد. داستان الناز به علاقهمندان به ورود به دنیای بازیگری یاد میدهد که تلفیق «استعداد تئاتری»، «تحصیلات آکادمیک» و «آمادگی برای شکار فرصتها» چطور میتواند شما را از روی صحنه تئاتر دانشجویی مستقیم به قاب اول سینمای ایران برساند.
امین حیایی: کمدین محبوبی که در تئاتر کودک کشف شد
داستان امین حیایی دقیقا مثل سناریوی یک فیلم سینمایی جذاب است! امین جوان که عاشق کارهای هنری بود، در یک تئاتر کودک مشغول به بازی بود. از قضا، بانو ثریا قاسمی (بازیگر پیشکسوت) کارگردان آن کار بود و استعداد، انرژی و نمکِ ذاتی امین حیایی را کشف کرد. بانو ثریا قاسمی که متوجه پتانسیل بالای او شده بود، در حق او مادری کرد و امین را به اصغر هاشمی برای فیلم «دو همسفر» معرفی کرد.
امین حیایی همیشه با احترام میگوید: «من مدیون ثریا قاسمیام.» این داستان نشان میدهد که حتی بازی در یک تئاتر کوچک کودکانه هم میتواند بزرگترین درهای شانس را به روی شما باز کند.
مریلا و ملیکا زارعی
مریلا زارعی تحصیلکرده رشته مهندسی صنایع غذایی بود؛ رشتهای که هیچ ربطی به سینما نداشت! اما او با تکیه صد درصدی بر استعداد، فن بیان قوی و پشتکار فولادینش توانست به یکی از سیمرغبگیرترین ستارههای زن ایران تبدیل شود.
موفقیت مریلا راه را برای خواهر کوچکترش، ملیکا زارعی هم باز کرد. مریلا خواهرش را با دنیای تصویر آشنا کرد؛ اما ملیکا مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. او با انرژی فوقالعاده و لحن شادش، به جای سینما سر از دنیای کودکان درآورد و با نام «خاله شادونه» به محبوبترین مجری برنامههای کودک و نوجوان تبدیل شد.
مهناز افشار
مهناز افشار در ابتدا اصلا به عنوان بازیگر وارد سینما نشد؛ او عاشق سینما بود اما کارش را در پشت صحنه و با رشته تدوین (مونتاژ فیلم) شروع کرده بود. او در یک موسسه غیرانتفاعی مشغول به کار دفتری و تدوین بود که یک اتفاق ساده مسیر زندگیاش را تغییر داد.
علی شاهحاتمی (کارگردان سینما) که به آن موسسه آمده بود، چهره و استایل او را دید و تشخیص داد که او پتانسیل بالایی برای ستاره شدن دارد. او مهناز افشار را برای فیلم خود انتخاب کرد؛ انتخابی که او را از پشت میز تدوین به یکی از پرکارترین و مشهورترین ستارگان سینمای دهه ۸۰ و ۹۰ ایران تبدیل کرد.
حامد بهداد

داستان ورود حامد بهداد به سینما، داستان یک رفاقت ناب و بینظیر است. حامد که در دوران دانشجویی وضع مالی خوبی نداشت، در شرکت تبلیغاتی رامبد جوان به عنوان دستیار کار میکرد. رامبد نه تنها به او کار داد، بلکه او را به خانه خود برد، روی آینهاش عکس حامد را چسباند و مثل یک برادر واقعی پشتش ایستاد.
نقطه عطف زندگی حامد بهداد، زمانی رقم خورد که نقشی در فیلم «آخر بازی» به رامبد جوان پیشنهاد شد، اما رامبد رفاقت را تمام کرد و حامد را به جای خودش معرفی کرد! حامد با همان اولین فیلم نامزد سیمرغ شد.
او همیشه با افتخار میگوید: «من الفبای رفتار حرفهای در سینما را از رامبد یاد گرفتم؛ او دست مرا گرفت و به دنیا معرفی کرد.» این قصه به ما یاد میدهد که گاهی بزرگترین فرصتها از دل رفاقتهای صادقانه بیرون میآیند.
بهرام رادان: از آگهی روزنامه تا فرش قرمز سینما
بسیاری از مردم فکر میکنند بهرام رادان با پول یا پارتی وارد سینما شده است، اما حقیقت کاملا برعکس است. بهرام رادان، تازه خدمت سربازیاش را تمام کرده بود و مثل خیلی از جوانهای دیگر، بدون پول و بدون هیچ پارتی، صفحات نیازمندیهای روزنامه را ورق میزد تا کار پیدا کند.
چشمش به آگهی کلاس بازیگری «هیوا فیلم» افتاد. او ثبتنام کرد و هنوز یک هفته از کلاسها نگذشته بود که فرم تست بازیگری را پر کرد. در کلاسِ استاد ثریا قاسمی، فیلمنامه «شور عشق» به او داده شد تا روی نقش «کیان» تمرکز کند؛ نقشی که خودش فکر میکرد فقط دو خط دیالوگ دارد، اما در واقع نقش اول فیلم بود! بهرام رادان راز ماندگاریاش را سختگیری به خودش میداند؛ او هنوز هم بیرحمترین منتقد بازیهای خودش است.
شهاب حسینی: از رادیو و اجرای مسابقه تا سوپراستار شدن
شهاب حسینی مسیر موفقیت را پلهپله و با تلاش فراوان بالا آمد. او ابتدا به همراه دوستانش از جمله نادر سلیمانی، یک گروه تئاتر داشت و برای اجرای برنامههای شاد به شهرهای مختلف سفر میکرد. کمکم از طریق دوستانش به رادیو رفت و گوینده شد و بعد در تلویزیون به عنوان مجری مسابقات مردمی فعالیت کرد.
اما جرقه اصلی زمانی زده شد که در تست مجریگری برنامه نوجوانانه «اکسیژن» برنده شد. اجرای پرانرژی او در این برنامه باعث شد کارگردانان سینما استعدادش را کشف کنند. شهاب با سریال «پلیس جوان» به شهرت رسید و چند سال بعد با فیلم «سوپر استار» سیمرغ بلورین فستیوال فجر را به خانه برد.
هدیه تهرانی

داستان هدیه تهرانی یکی از عجیبترین داستانهای بازیگر شدن بازیگران معروف است؛ او هرگز به طور جدی به دنبال بازیگری نبود، اما سینما به دنبال او بود! بارها کارگردانان بزرگی چون ناصر تقوایی به او پیشنهاد بازی دادند، اما او تصمیم داشت برای تحصیل در رشته دکوراسیون داخلی به آلمان برود.
یک روز که او در فروشگاه مشغول خرید حصیر برای کارهای دکوراسیونش بود، آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفینیا او را دیدند و اصرار کردند که در فیلم «روز واقعه» بازی کند. هدیه تهرانی به این پیشنهاد و نقش کوتاه پاسخ منفی داد؛ چون معتقد بود اولین نقشش باید ارزش ریسک کردن داشته باشد!
در نهایت، او دعوت مسعود کیمیایی را پذیرفت و با فیلم «سلطان» وارد سینما شد تا به یکی از گرانقیمتترین و تاثیرگذارترین سوپراستارهای زن تاریخ سینمای ایران تبدیل شود.
پریناز ایزدیار
پریناز ایزدیار از همان دوران نوجوانی عاشق هنر و بازیگری بود، اما یک سد بزرگ پیش رو داشت: مخالفت شدید پدرش! پدر او دوست داشت پریناز در رشتهای مثل وکالت یا پزشگی درس بخواند. پریناز برای احترام به خانواده، دبیرستان را در رشته علوم تجربی گذراند و در دانشگاه هم رشته گرافیک را انتخاب کرد، اما هرگز از رویای اصلیاش دست نکشید. او در دوران دانشجویی، موافقت خانوادهاش را برای شرکت در کلاس بازیگری جلب کرد و پس از گذراندن دورههای فشرده، مسیر سخت تست دادن را آغاز کرد.
او سالها در دفاتر فیلمسازی مختلف تست داد و نقشهای بسیار کوچک و فرعی در فیلمهای تلهفیلم (فیلمهای تلویزیونی) بازی کرد که خیلیها اصلا آنها را ندیدند. اما صبر و پشتکار پریناز سرانجام در سال ۱۳۹۰ جواب داد.
او برای بازی در نقش «ارغوان» در سریال «زمانه» به کارگردانی حسن فتحی انتخاب شد. بازی درخشان او در این سریال پرمخاطب، او را به جامعه معرفی کرد و چند سال بعد با بازی در فیلم شاهکار «ابد و یک روز» موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن شد. قصه پریناز به نوجوانها یاد میدهد که مخالفتها نباید شما را ناامید کند؛ بلکه با تحصیل، یادگیری اصولی در کلاس بازیگری و شروع از نقشهای کوچک، میتوان قدم به قدم به قله رسید.
ترانه علیدوستی: ستارهای که روی نیمکت کلاس بازیگری کشف شد
ترانه علیدوستی یکی از درخشانترین الگوها برای نوجوانانی است که میخواهند مسیر بازیگری را اصولی شروع کنند. او در دوران دبیرستان، وقتی که هنوز یک نوجوان پر از رویا بود، تصمیم گرفت به جای راههای میانبر، به صورت اصولی آموزش ببیند. ترانه در کلاس بازیگری استاد امین تارخ ثبتنام کرد و با تمام وجود به تمرین پرداخت.
در همان روزها، رسول صدرعاملی (کارگردان سینما) به دنبال یک دختر نوجوان بااستعداد و چهرهای بکر برای فیلم جدیدش میگشت؛ او به این کلاسها آمد، از ترانه تست گرفت و او را برای نقش اول فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» انتخاب کرد. ترانه علیدوستی با همان اولین فیلمش در سن ۱۸ سالگی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را گرفت تا ثابت کند قاب سینما خروجیِ کلاسهای اصولی و تلاشهای بیوقفه است.
نوید محمدزاده
نوید محمدزاده در نوجوانی هیچ هدفی جز فوتبال چمنی نداشت و تمام دنیایش در توپ و زمین فوتبال خلاصه میشد. اما تقدیر او با دیدن یک فیلم سینمایی به کل تغییر کرد؛ آن فیلم چنان جادویی در دل او روشن کرد که فوتبال را کنار گذاشت و عاشق بازیگری شد. نوید برای شروع این راه، از شهر خود به کرج آمد و در کلاسهای آموزشگاه بازیگری ثبتنام کرد.
او سالها در تئاتر تلاش کرد و سختی کشید، اتوبوس سوار شد و در فقر تمرین کرد، اما هرگز تسلیم نشد. نوید محمدزاده نمونه بارز افرادی است که یادگیری را از کلاس بازیگری شروع کرد و با پشتکار عجیبش، از صفر به یکی از گرانقیمتترین و تاثیرگذارترین سوپراستارهای سینمای ایران تبدیل شد.
سام درخشانی
سام درخشانی مسیر حرفهای خود را در ۱۹ سالگی، یعنی دقیقا در سنین جوانی و شروع تصمیمگیریهای بزرگ زندگی، آغاز کرد. او که میدانست ماندگاری در سینما بدون دانش ممکن نیست، وارد کلاسهای آزاد بازیگری زنده یاد حمید سمندریان، پدر بازیگری ایران، شد.
سام در آن آموزشگاه ماهها به تمرین تنفس، بیان و تحلیل نقش پرداخت و الفبای تئاتر را یاد گرفت. همین پایه قوی باعث شد که خیلی زود برای بازی در سریال «شبزدگان» انتخاب شود. داستان بازیگر شدن سام درخشانی به ما یاد میدهد که داشتن یک استاد بزرگ در یک کلاس بازیگری معتبر، چطور میتواند مسیر آینده را شکل دهد.
محمدرضا فروتن
ماجرای بازیگر شدن محمدرضا فروتن بسیار جالب است، او ابتدا یک تجربه بسیار کوتاه و فرعی در یک فیلم داشت، اما با همان تجربه فهمید که دنیای بازیگری بسیار عمیقتر از داشتن یک چهره خوب است. او به جای اینکه مغرور شود و به دنبال نقشهای بعدی برود، تصمیم گرفت مسیر را کاملا اصولی و علمی طی کند.
فروتن به کلاسهای آزاد بازیگری استاد حمید سمندریان رفت و دانش خود را تکمیل کرد. همین انتخاب هوشمندانه و خاک کلاس را خوردن باعث شد که او با فیلمهای «مرسدس» و «قرمز» به سوپراستار بیرقیب اواخر دهه ۷۰ تبدیل شود؛ مردی که تکنیک بازیگریاش را روی نیمکتهای کلاس درس آموخته بود.
همایون ارشادی
گاهی شانس مثل یک معجزه پشت چراغ قرمز منتظر شماست! همایون ارشادی که در ایتالیا معماری خوانده بود، اصلا فکرش را هم نمیکرد روزی بازیگر شود. یک روز پشت چراغ قرمز، سنگینی نگاه کسی را روی خودش حس کرد؛ آن شخص کسی نبود جز عباس کیارستمی، کارگردان بزرگ سینمای جهان!
کیارستمی از چهره خاص و جاافتاده او خوشش آمد و او را برای نقش اصلی فیلم شاهکار «طعم جیلاس» انتخاب کرد. بعد از آن، بازی در «درخت گلابی» داریوش مهرجویی جایگاه او را تثبیت کرد. ارشادی معتقد است شانس برای شروع لازم است، اما میگوید: «خیلیها با کیارستمی کار کردند و محو شدند؛ شانس درِ خانه شما را میزند، اما این استعداد و تلاش شماست که باعث میشود در سینما ماندگار شوید.»
نیکی کریمی: ستارهای که از تئاتر مدرسه درخشید
نیکی کریمی، بانوی اول سینمای دهه هفتاد ایران، عشق به هنر را از همان دوران دبستان و با تئاترهای کوچک مدرسهای آغاز کرد. او در دوران دبیرستان آنقدر در نمایشهای مدرسهاش درخشان ظاهر شد که جمشید حیدری (کارگردان) بازی او را دید و او را برای فیلم «وسوسه» انتخاب کرد. اما بمب خبری زندگی او، بازی در فیلم «عروس» به کارگردانی بهروز افخمی بود که او و ابوالفضل پورعرب را به اولین ستارگان نسل جدید سینمای بعد از انقلاب تبدیل کرد.
نیکی کریمی همزمان با اوج شهرت، برای تحصیل در رشته طراحی لباس به آمریکا رفت، اما داریوش مهرجویی با پیشنهاد فیلمهای ماندگار «سارا» و «پری» او را به ایران بازگرداند تا جوایز بینالمللی را یکی پس از دیگری درو کند.
ساره بیات

ساره بیات، بازیگر خوب جدایی نادر از سیمین و فیلم سینمایی محمد رسول الله (ص)، برای بازیگر شدن مسیر متفاوتی را پیموده است. او برای بازیگر شدن مجبور بود با یک مانع بزرگ بجنگد: مخالفت شدید خانواده! او در نوجوانی در تئاتر موفق بود و حتی جایزه بازیگری را گرفت، اما خانوادهاش اجازه کار به او ندادند. ساره ناامید نشد؛ او پنهانی رشته دانشگاهیاش را هنر انتخاب کرد تا به سینما نزدیک شود.
پس از پایان دانشگاه، برای اینکه خانوادهاش را با فضای هنری آشتی دهد، در کلاس بازیگری پرویز پرستویی ثبتنام کرد. او در آن کلاس شاگرد اول شد و از همانجا به سریال «یک مشت پر عقاب» معرفی شد. ساره میگوید: «من خیلی سخت و پنهانی به این جایگاه رسیدم، برای همین است که امروز دو دستی و با تمام وجودم از جایگاهی که در سینما دارم محافظت میکنم.»
مصطفی زمانی
مصطفی زمانی در فضایی با کمبود امکانات بزرگ شد، اما رویای بزرگی در سر داشت. او از ۸ سالگی عاشق بازیگری بود و در دوران ابتدایی، هر روز زنگهای تفریح یک نمایشنامه کوتاه مینوشت و صبحها سر صف مدرسه با دوستانش برای بچهها اجرا میکرد.
سالها بعد، وقتی شنید برای سریال بزرگ «یوسف پیامبر» به دنبال بازیگر هستند، در تست شرکت کرد و از بین هزاران نفر برای نقش «یوزارسیف» انتخاب شد. او بدون هیچ پارتی، فقط با اتکا به استعدادش در اولین تجربه خود به شهرتی باورنکردنی در سراسر خاورمیانه رسید. مصطفی ثابت کرد که حتی اگر در نوجوانی هیچ امکانی نداشته باشی، پشتکار میتواند تو را به اوج برساند.
هانیه توسلی: دختری از همدان بدون پارتی و آشنا
هانیه توسلی اثبات این ادعاست که بدون داشتن هیچ پارتی و آشنایی در تهران، میتوان به یک ستاره تبدیل شد. او از ۱۷ سالگی در شهر خودش (همدان) به کلاسهای تئاتر میرفت. عشق بزرگ او فیلم «لیلا» اثر داریوش مهرجویی بود؛ هانیه آنقدر این فیلم را تماشا کرد که انگیزهای قوی پیدا کرد تا به تهران بیاید و ادبیات نمایشی بخواند.
او مسیرش را با تئاتر و فیلمهای کوتاه شروع کرد تا اینکه بازی در فیلم «شام آخر» و سپس شاهکار «شبهای روشن» در ۲۲ سالگی، نام او را بر سر زبانها انداخت. هانیه معتقد است کلاسهای بازیگری اگر زیر نظر اساتید باتجربه باشند، بهترین خروجی را دارند و هر کسی که واقعا تلاش کند، قطعا به هدفش میرسد.
کمند امیرسلیمانی: بازی در ۵ سالگی کنار علی حاتمی
کمند امیرسلیمانی شانس این را داشت که در یک خانواده کاملا هنری بزرگ شود. پدرش بازیگر بود و خانه آنها همیشه بوی هنر میداد. یک روز که کمند کوچک همراه پدرش به اداره تئاتر رفته بود، کارگردانی استعداد او را کشف کرد. پدرش ابتدا مخالف بود، اما وقتی شوق کمند را دید، موافقت کرد. او تنها ۵ سال داشت که زنده یاد علی حاتمی او را برای سریال بزرگ «هزاردستان» انتخاب کرد تا در کنار دوست دوران کودکیاش، لیلا حاتمی، جلوی دوربین برود!
کمند تا پایان دوران مدرسه بازیگری را یک کار تفننی میدانست و دوست داشت پزشک شود، اما جادوی سینما او را در خود نگه داشت و بعدها با نقش «آذر» در سریال پدرسالار در ذهنها ماندگار شد.
بهنوش بختیاری
بهنوش بختیاری که تعداد آثار او در سینما و تلویزیون بسیار زیاد است و اخیرا هم در سریال بامداد مار نقشآفرینی ویژه ای ارائه داد، در ابتدا هیچ شناختی از فضای بازیگری نداشت. به پیشنهاد یکی از دوستانش، قدم به کلاس بازیگری مهتاب نصیرپور گذاشت. در آن کلاس ستارههای دیگری مثل نگار عابدی هم حضور داشتند.
بهنوش بختیاری دارای مدرک کارشناسی زبان فرانسه است. او ابتدا با معرفی استادش یک نقش کوتاه بازی کرد، اما بعد سینما را رها کرد و پشت صحنه رفت تا منشی صحنه شود. چند سال بعد، رضا عطاران که شوخطبعی و استعداد ناب او را پشت صحنه دیده بود، با او تماس گرفت و برای سریال «خانه به دوش» دعوتش کرد؛ نقشی که بهنوش را به یکی از محبوبترین بازیگران طنز ایران تبدیل کرد.
در دنیای هالیوود، مسیر بازیگر شدن ستارهها بسیار حرفهای و حسابشده است. بسیاری از آنها از همان سنین کم پا به کلاس بازیگری گذاشتهاند و برخی دیگر با تلاش و پشتکار خودشان کشف شدهاند. در ادامه، داستان جذاب نحوه بازیگر شدن ۱۵ ستاره معروف خارجی را با هم میخوانیم:
تام هالند (Tom Holland)
مرد عنکبوتی محبوب سینما، بازیگری را از سنین بسیار کم شروع کرد. تام از کودکی به کلاسهای رقص جاز و هیپپاپ میرفت. در یکی از همین کلاسها، رقص او توسط یک استعدادیاب تئاتر دیده شد. او بعد از دو سال آموزش فشرده و کلاسهای بازیگری و بیان، توانست نقش اول تئاتر معروف «بیلی الیوت» را در لندن بگیرد. مسیر اصولی تام از کودکی و تمرینات سخت بدنیاش، او را به یکی از محبوبترین بازیگران نوجوان و جوان دنیا تبدیل کرد.
ناتالی پورتمن (Natalie Portman)
ناتالی پورتمن تنها ۱۰ سال داشت که در یک پیتزافروشی توسط نمایندگان یک برند لوازم آرایشی برای کار مدلینگ کشف شد؛ اما او این پیشنهاد را رد کرد چون فقط و فقط میخواست بازیگر شود! او بلافاصله در کمپهای تابستانی هنرپیشگی و کلاس بازیگری تئاتر شرکت کرد. تلاشهای او در سن ۱۱ سالگی جواب داد و او برای بازی در شاهکار «لئون حرفهای» در کنار ژان رنو انتخاب شد و از همان کودکی به یک ستاره جهانی تبدیل شد.
زندایا (Zendaya)

زندایا، ستاره فیلمهای «مرد عنکبوتی» و سریال «سرخوشی»، از کودکی با فضای تئاتر بزرگ شد، چون مادرش مدیر تئاتر بود. او از سنین بسیار پایین در کلاسهای بازیگری، رقص و تئاتر شبانه آموزش دید.
او پلهپله مسیر را طی کرد، ابتدا به عنوان مدل کودک فعالیت کرد و سپس با شرکت در تستهای بازیگری دیزنی، به عنوان یک ستاره نوجوان به شهرت رسید.
کریستین بیل (Christian Bale)
کریستین بیل، بتمن معروف سینما، از آن دسته بازیگرانی است که هنر در خونش بود. او از سنین کودکی در کلاسهای بازیگری شرکت میکرد و در تبلیغات تلویزیونی ظاهر میشد.
در سن ۱۲ سالگی، استیون اسپیلبرگ بزرگ او را از میان بیش از ۴۰۰۰ کودک متقاضی برای فیلم «امپراتوری خورشید» انتخاب کرد. بازی کریستین در آن سن آنقدر درخشان بود که مسیر او را برای تبدیل شدن به یکی از تکنیکیترین بازیگران تاریخ هموار کرد.
مریل استریپ (Meryl Streep)
مریل استریپ که او را با رکورد بینظیر نامزدی اسکار میشناسند، نمونه بارز یادگیری اصولی است. او از نوجوانی به اصرار مادرش در کلاسهای آواز و بازیگری شرکت میکرد و بعدها به دانشگاه هنر و دانشکده درام «ییل» (Yale) رفت تا بازیگری را به صورت آکادمیک یاد بگیرد.
دی کاپریو (Leonardo DiCaprio)

لئوناردو دیکاپریو از سنین نوجوانی شیفته هنرپیشگی بود. او در کلاسهای بازیگری مختلف شرکت میکرد، اما در اوایل مسیرش شانس با او یار نبود؛ او خودش تعریف میکند که در نوجوانی در بیش از ۵۰ تست بازیگری رد شد و حتی یک مدیر برنامه به او گفت که استعداد ندارد!
اما لئو تسلیم نشد، به تمریناتش ادامه داد تا اینکه در سن ۱۹ سالگی با فیلم «چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار میدهد» نامزد اسکار شد.
اسکارلت جوهانسون (Scarlett Johansson)
اسکارلت از سن ۷ سالگی میدانست که میخواهد بازیگر شود. مادرش او را به تمام تستهای بازیگری تبلیغات تلویزیونی میبرد اما او مدام رد میشد. اسکارلت تصمیم گرفت مسیرش را عوض کند؛ او به آموزشگاه تئاتر حرفهای کودکان در نیویورک رفت. او در کلاسهای بازیگری یاد گرفت چطور با حسش بازی کند و در نهایت در سن ۹ سالگی اولین فیلمش را بازی کرد.
رابرت داونی جونیور (Robert Downey Jr.)
بازیگر محبوب نقش «آیرون من»، بازیگری را از خانه شروع کرد. پدر او کارگردان بود و رابرت از سن ۵ سالگی در فیلمهای پدرش نقشهای بسیار کوتاهی بازی میکرد. او در نوجوانی به صورت جدی به آموزشگاه هنر رفت و به یادگیری رقص باله و بازیگری کلاسیک پرداخت. داستان او به نوجوانان نشان میدهد که تجربه اندوختن از سنین کم چقدر در آینده تاثیرگذار است.
تیموتی شالامی (Timothée Chalamet)
تیموتی شالامی، ستاره محبوب این روزهای هالیوود (فیلمهای تلماسه و وانکا)، مسیر بازیگری را کاملاً آکادمیک طی کرد. او در دبیرستان معروف هنرهای نمایشی «لاگاردیا» در نیویورک درس خواند؛ مدرسهای که مخصوص پرورش استعدادهای بازیگری نوجوان است. او در آنجا الفبای تئاتر را یاد گرفت و با پایهای قوی وارد دنیای حرفهای شد.
جانی دپ (Johnny Depp)
داستان جانی دپ کاملاً متفاوت است؛ او در نوجوانی هیچ علاقهای به بازیگری نداشت و عاشق موسیقی و گیتار زدن بود. او حتی از مدرسه اخراج شد تا یک نوازنده راک شود! اما فقر و بیپولی امانش را برید.
یک روز دوستش، «نیکلاس کیج» (که خودش بازیگر بود)، به جانی پیشنهاد داد که به یک تست بازیگری برود تا کمی پول درآورد. جانی دپ به آن تست رفت، کارگردان فیلم «کابوس در خیابان الم» از چهره و استایل خاص او خوشش آمد و او را استخدام کرد. این اتفاق ساده، مسیر زندگی جانی دپ را از موسیقی به سمت سوپراستار شدن در سینما تغییر داد.
دنیل ردکلیف (Daniel Radcliffe)
دنیل ردکلیف قبل از اینکه هری پاتر شود، در ۱۰ سالگی در چند کلاس بازیگری تئاتر شرکت کرده بود و نقش کوتاهی در یک سریال بازی کرده بود. یک شب که او به همراه پدر و مادرش به تئاتر رفته بود، تهیهکننده فیلم هری پاتر او را در میان تماشاگران دید. آنها ماهها به دنبال پسری میگشتند که چشمانش شبیه به هری پاتر باشد. دنیل به تست بازیگری دعوت شد و از بین هزاران کودک، این نقش افسانهای را مال خود کرد.
اما واتسون (Emma Watson)

اما واتسون (بازیگر نقش هرمیون گرنجر) از سن ۶ سالگی عاشق بازیگری بود. او سالها در مدرسه در کلاسهای بازیگری، رقص و آواز آموزشگاه هنری تئاتر «استیجکوچ» شرکت میکرد. وقتی عوامل فیلم هری پاتر به مدرسه آنها آمدند تا از بچهها تست بگیرند، معلم تئاتر اما، او را به عنوان یکی از بااستعدادترین شاگردان کلاس به آنها معرفی کرد. اما بعد از ۸ بار تست گرفتن، بالاخره نقش هرمیون را گرفت.
آنجلینا جولی (Angelina Jolie)
آنجلینا جولی فرزند دو بازیگر سینما بود، بنابراین از کودکی با این فضا آشنا بود. او در ۱۱ سالگی وارد موسسه تئاتر معروف «لی استراسبرگ» شد تا بازیگری متد را یاد بگیرد. جالب است بدانید او در ابتدای مسیرش در چند تست بازیگری به خاطر استایل خاص و متفاوتش رد شد و مدتی ناامید شد، اما دوباره به کلاسها برگشت، تکنیکهای حسگیری را تقویت کرد و با تلاش خودش به یکی از بزرگترین ستارههای جهان تبدیل شد.
واکین فینیکس (Joaquin Phoenix)
واکین فینیکس (بازیگر نقش جوکر) دوران کودکی بسیار سختی داشت. او و خواهر و برادرانش برای کمک به خرج خانواده، در خیابانها ساز میزدند و آواز میخواندند. در همان روزها، یک استعدادیاب هالیوود متوجه انرژی و بازیگری فوقالعاده آنها در خیابان شد و آنها را به آژانسهای بازیگری معرفی کرد. واکین از همان کودکی در سریالهای مختلف بازی کرد و پلهپله با اتکا به نبوغ ذاتیاش جلو آمد.
جنیفر لارنس (Jennifer Lawrence)
داستان جنیفر لارنس امیدبخشترین قصه برای کسانی است که فکر میکنند بدون کلاس نمیتوان موفق شد. جنیفر در ۱۴ سالگی، وقتی در خیابانهای نیویورک با مادرش قدم میزد، توسط یک عکاس و استعدادیاب کشف شد. او هرگز به کلاس بازیگری نرفته بود، اما نبوغی ذاتی در خواندن فیلمنامهها و حس گرفتن داشت. او در همان اولین تستهایش، ممتحنها را شگفتزده کرد و در سن ۲۲ سالگی جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را برد!
سخن پایانی
داستان نحوه بازیگر شدن بازیگران معروف ایرانی و خارجی به ما نشان می دهد که با کلاس بازیگری میتوان بازیگر شد و رویای بزرگ ایستادن جلوی دوربین را به حقیقت تبدیل کرد. گرچه شرکت در این دورهها تنها راه ورود به دنیای سینما نیست و خیلی از ستارهها از راههای دیگری مثل تئاتر، تحصیلات دانشگاهی یا حتی به صورت کاملا اتفاقی کشف شدهاند، اما بدون شک یکی از امنترین، اصولیترین و بهترین راهها برای شروع است.
یک کلاس بازیگری خوب به شما کمک میکند تا تکنیکهای حسگیری، بیان و کنترل بدن را یاد بگیرید و استعداد تراشنخورده خود را به یک مهارت حرفهای تبدیل کنید.
اگر شما هم در سر رویای بازیگری دارید یا به عنوان والدین، این شوق را در فرزند نوجوان خود میبینید، فراموش نکنید که مسیر موفقیت از همین امروز آغاز میشود. منتظر معجزه یا شانس ناگهانی نمانید؛ قدم اول را بردارید، آموزش اصولی را شروع کنید و با پشتکار و تمرین، خودتان را برای درخشیدن در قاب سینما و تلویزیون آماده کنید.
در پایان پیشنهاد می کنیم مقاله بازیگرانی که از کودکی بازیگر بودند را نیز بخوانید.
