متد اکتینگ یعنی چه ؟
متد اکتینگ لی استراسبرگ یا «بازیگری به روش متد»، یک سبک بازیگری بسیار معروف و تأثیرگذار در دنیای سینماست. این روش که توسط لی استراسبرگ توسعه داده شده، ریشههایی در آموزههای کنستانتین استانیسلاوسکی، استلا آدلر، رابرت لوئیس و سنفورد مایزنر دارد.
در متد اکتینگ (Method acting) که یکی از تکنیکهای بازیگری است، بازیگر نهتنها ظاهر فیزیکی، بلکه احساسات و افکار شخصیت را نیز درونی میکند. به عبارتی دیگر، بازیگر زندگی شخصیت را بهطور کامل زندگی میکند؛ انگار خودش همان شخصیت است. آنها ذهن خود را از افکار شخصی پاک میکنند و وارد دنیای ذهنی و عاطفی نقش میشوند.
در این روش، بازیگر از تجربههای شخصی زندگی خودش برای نزدیک شدن به شخصیت استفاده میکند. او باید خاطرات واقعی خود را به یاد آورد و احساسات همان لحظه را زنده کند. به عنوان مثال، اگر شخصیت داستان در حال از دست دادن عزیزش است، بازیگر ممکن است به خاطرهای مشابه در زندگی خود رجوع کند تا به همان احساس واقعی برسد.
نکته کلیدی در این سبک، تمرکز بر بازخوانی حسی (sensory recall) به جای فقط بازخوانی احساسی است. یعنی به جای اینکه صرفاً احساس غم را به یاد بیاورد، باید صدا، بو یا تصویر آن لحظه را به خاطر بیاورد؛ مانند «صدای بلند پدرم موقع داد زدن» یا «بوی چمن خیس هنگام ماهیگیری». همین حسها به طور طبیعی احساسات واقعی را فعال میکنند.
چطور از متد اکتینگ استفاده کنیم؟

قبل از شروع تمرین، بازیگر باید به این 4 سؤال پاسخ دهد:
- هدف شخصیت چیست؟ چه چیزی را در این صحنه یا کل داستان دنبال میکند؟
- موانع چیستند؟ چه چیزی مانع رسیدن شخصیت به هدفش میشود؟ این موانع ممکن است احساسی، ذهنی یا فیزیکی باشند.
- نیت شخصیت چیست؟ چرا این هدف برایش مهم است؟ انگیزه درونی شخصیت چیست؟
- اقدامات شخصیت چیست؟ چه کارهایی (جسمی و احساسی) برای رسیدن به هدف انجام میدهد؟
سپس بازیگر با استفاده از حافظه عاطفی (Affective Memory)، خاطرهای شخصی را انتخاب میکند تا از طریق آن، بهتر شرایط شخصیت را حس کند.
سطحی یا عمیق؟
در متد اکتینگ، دو نوع رویکرد وجود دارد:
- بازیگری سطحی (Surface Acting): بازیگر تنها در صحنه احساسات مختلف بازیگری را بازسازی میکند، اما خارج از صحنه همان فرد قبلی است.
- بازیگری عمیق (Deep Acting): بازیگر نهتنها احساسات، بلکه افکار خود را هم تغییر میدهد و برای مدتی کاملاً به شخصیت تبدیل میشود، حتی در زندگی روزمره.
برخلاف تصور عمومی، بازیگران متد الزاما نباید خارج از صحنه هم در نقش بمانند. این کار برای برخی مفید است، اما اجباری نیست. برخی برای حفظ تمرکز یا تقویت تجربه احساسی، تصمیم میگیرند چند روز یا چند هفته به سبک زندگی شخصیت زندگی کنند.
تکنیکهای بازیگری متد
بازیگری متد برای ایجاد احساسات طبیعی و واقعی به تکنیکهای مختلفی نیاز دارد:
- حذف تنش: استراسبرگ معتقد بود که بازیگر باید قبل از وارد شدن به نقش دیگری، بهعنوان یک صفحه سفید عمل کند. برای این کار، بازیگران باید بدانند که تنشها در بدنشان کجا ذخیره میشوند و آنها را قبل از خلق شخصیت رها کنند.
- تمرکز و دقت: پس از رها کردن تنشها، بازیگران تشویق میشوند تا دنیای اطراف را بهطور متفاوت جذب کنند، برای مثال، توجه به صداهای خاص یا فیلتر کردن صداهای دیگر. توجه شدید به حواس پنجگانه ضروری است تا بازیگر بتواند محرکهای واقعی را در کار خود شبیهسازی کند.
- استفاده از حافظه حسی: پس از تنظیم حواس، بازیگران به حافظه حسی وارد میشوند که معادل حافظه عاطفی استانیسلاوسکی است. این یک فرآیند است که در آن بازیگر از خاطرات تجربیات شخصی برای ایجاد یک پاسخ واقعی در طول اجرا استفاده میکند.
- شبیهسازی و تکرار: توانایی شبیهسازی احساسات و تکرار آنها باعث میشود پاسخهای واقعی ایجاد شود که به بازیگر خودمختاری هنری میدهد. استراسبرگ بر این باور بود که بازیگر متد، برخلاف یک عروسک، تأثیر زیادی در طبیعت کار خود دارد.
تاریخچه ابداع متد اکتینگ بایگری
اگرچه متد اکتینگ در بازیگری به کنستانتین استانیسلاوسکی نسبت داده میشود، اما “متد” به شکلی که امروز میشناسیم توسط لی استراسبرگ، بازیگر و کارگردان لهستانی-آمریکایی، توسعه داده شده است. استراسبرگ در سال ۱۹۰۱ در لهستان اتریشی به دنیا آمد و در هفت سالگی به ایالات متحده مهاجرت کرد. او در نیویورک بزرگ شد و اولین تجربیات تئاتری خود را در تئاتر ییدیوش بهعنوان یک کودک به دست آورد.
استراسبرگ در ابتدا در مدرسه بازیگری کریستی استریت تحصیل کرد و بعدها با تئاتر گیلد نیز همکاری کرد. در سال ۱۹۳۱، او تئاتر گروهی را با هارولد کلورمن و شریل کراوفورد تأسیس کرد. پس از ترک گروه در سال ۱۹۳۷، استراسبرگ در دهه ۳۰ و ۴۰ در نقشهای مختلف در صنعت تئاتر و سینما فعالیت داشت.
در سال ۱۹۴۸، استراسبرگ به دعوت کراوفورد به آکتورز استودیو پیوست و بهعنوان معلم آغاز به تدریس کرد. اینجاست که او به شهرت رسید و به پدر بازیگری متد شناخته شد.
بازیگران معروف متد اکتینگ
- مارلون براندو یک ماه در بیمارستان بستری شد تا نقش کهنهسرباز مجروح را در The Men درک کند.
- رابرت دنیرو بهعنوان راننده تاکسی واقعی در نیویورک کار کرد تا برای نقش خود در Taxi Driver آماده شود.
- هیلاری سوانک برای فیلم Boys Don’t Cry یک ماه تمام به شکل پسر زندگی کرد و وزن زیادی کم کرد.
- آدرین برودی برای بازی در The Pianist وزن کم کرد، خانهاش را ترک کرد، تلفنش را قطع کرد و از جامعه فاصله گرفت.
- هیث لجر برای نقش جوکر، خود را در اتاقی حبس کرد، خنده تمرین کرد و دفترچهای پر از یادداشتهای روانپریشانه نوشت. او پس از پایان فیلمبرداری، بر اثر مصرف بیش از حد دارو درگذشت.
- دنیل دی لوئیس هنگام بازی در Gangs of New York از پوشیدن لباس گرم خودداری کرد و به ذاتالریه مبتلا شد.
- کیت وینسلت برای The Reader یک ماه فقط با لهجه آلمانی صحبت کرد و ماهها طول کشید تا دوباره عادی صحبت کند.
- لئوناردو دیکاپریو در The Revenant گوشت خام بوفالو خورد و در لاشه حیوان خوابید. در Django Unchained نیز با دست زخمی، به بازی ادامه داد.
انتقادهای وارد بر متد اکتینگ
فرسودگی روانی و جسمی
ماندن طولانیمدت در احساسات شدید، بسیار خستهکننده است. بازیگران متد ممکن است برای اینکه به عمق شخصیت خود برسند، به طور مداوم در احساسات منفی یا احساسی شدید قرار گیرند. این احساسات میتوانند بر روحیه و انرژی آنها تأثیر گذاشته و منجر به خستگی و فرسودگی روانی و جسمی شوند.
تجربهکردن احساسات واقعی شخصیت برای رسیدن به شخصیتشناسی در بازیگری، به خصوص برای مدت طولانی، ممکن است برای بازیگر فشار زیادی ایجاد کند و سلامت روانی او را تحت تأثیر قرار دهد.
بیخوابی و اضطراب
نگهداشتن یک حس خاص برای مدت طولانی میتواند منجر به بیخوابی و بیثباتی احساسی شود. وقتی بازیگر درگیر تجربه کردن یک احساس خاص یا حالت ذهنی به مدت طولانی میشود، ممکن است نتواند از آن جدا شود و این باعث اضطراب، استرس و اختلالات خواب میشود. این مشکلات میتواند به مرور زمان تأثیرات منفی بر زندگی روزمره بازیگر داشته باشد و او را از زندگی عادی خود دور کند.
آسیبهای جسمی
برخی بازیگران برای نزدیک شدن به نقش، به افراط روی میآورند؛ مانند کاهش شدید وزن، زندگی در فقر یا حتی اعتیاد ساختگی. در برخی موارد، بازیگران ممکن است برای تجربه واقعیتر نقش خود به بدن خود آسیب وارد کنند. کاهش شدید وزن برای تناسب با نقشهای خاص، زندگی در شرایط سخت یا حتی تجربه اعتیاد برای درک بهتر یک شخصیت میتواند سلامت جسمانی آنها را به خطر بیندازد.
این نوع فداکاریها ممکن است در کوتاهمدت منجر به موفقیت در نقش شود، اما در بلندمدت ممکن است آسیبهای جسمی و روانی جدی به همراه داشته باشد.
تأثیرات منفی بر زندگی شخصی
در برخی مواقع، بازیگران متد ممکن است زندگی شخصی خود را به خاطر نقشهایی که ایفا میکنند، کنار بگذارند. این میتواند روابط خانوادگی و اجتماعی آنها را تحت تأثیر قرار دهد. زندگی کردن به عنوان شخصیت حتی در خارج از صحنه میتواند باعث جدا شدن بازیگر از دنیای واقعی شود و او را از تعاملات و ارتباطات عادی دور کند. این نوع درگیر شدن با نقشها ممکن است به انزوای اجتماعی منجر شود.
مشکلات اخلاقی و اجتماعی
برخی از منتقدان معتقدند که متد اکتینگ میتواند منجر به مشکلات اخلاقی شود. بهویژه در نقشهایی که نیاز به تجربه احساسات منفی یا آسیبزا دارند، بازیگران ممکن است مجبور شوند احساسات یا تجربیاتی را بازسازی کنند که از نظر اخلاقی یا روانی ممکن است زیانبار باشد. این نوع تجربیات ممکن است تأثیرات منفی بر شخصیت و رفتار بازیگر به جای بگذارد و در برخی مواقع ممکن است برای مخاطبان نیز نگرانکننده باشد.
اعتیاد به نقش
یکی دیگر از انتقادهایی که به متد اکتینگ وارد میشود، این است که برخی بازیگران ممکن است به شدت به نقش خود وابسته شوند. این وابستگی میتواند باعث شود بازیگر نتواند بهراحتی از شخصیت جدا شود و ممکن است در زندگی شخصی خود مشکلاتی ایجاد کند. برای مثال، بازیگران ممکن است تا مدتها پس از اتمام پروژه، شخصیت خود را رها نکرده و همچنان به تفکر و رفتار آن شخصیت ادامه دهند.
هزینه و زمانبر بودن
متد اکتینگ نیازمند زمان و انرژی زیادی است. برای رسیدن به عمق نقش و تجربه واقعی شخصیت، بازیگر باید زمان زیادی را صرف تمرین، آمادهسازی و تفکر در مورد تجربیات شخصی خود کند. این فرآیند میتواند باعث تأخیر در پروژههای تولیدی شود و هزینههای بیشتری را به دنبال داشته باشد. علاوه بر این، برخی بازیگران ممکن است برای ایجاد یک تجربه واقعیتر، وقت و انرژی زیادی را برای یادگیری و تطبیق خود با نقش صرف کنند که میتواند منجر به خستگی و کاهش بهرهوری در کارهای دیگر شود.
تفاوت متد اکتینگ و متد بازیگری استانیسلاوسکی چیست ؟
1. ریشههای تاریخی و توسعه:
- استانیسلاوسکی: متد بازیگری استانیسلاوسکی، توسط کنستانتین استانیسلاوسکی در روسیه توسعه یافت و بر استفاده از تجربیات شخصی بازیگر برای ایجاد واکنشهای عاطفی و روانی تأکید داشت.
- بازیگری متد: این تکنیک توسط لی استراسبرگ در آمریکا گسترش یافت و بیشتر بر استفاده از «حافظه حسی» تمرکز دارد، که شامل استفاده از حواس برای تجربه احساسی واقعی است.
2. حافظه عاطفی و حافظه حسی:
- استانیسلاوسکی: به بازیگر توصیه میکند از «حافظه عاطفی» برای یادآوری احساسات خود استفاده کند.
- بازیگری متد: استراسبرگ این روش را توسعه داد و «حافظه حسی» را معرفی کرد که شامل استفاده از حواس برای بازسازی احساسات واقعی میشود.
3. تمرکز بر تجربیات شخصی:
- استانیسلاوسکی: بازیگران باید از تجربیات شخصی خود استفاده کنند اما باید آن را از نقش جدا کنند.
- بازیگری متد: در متد اکتینگ، بازیگر باید خود را بهطور کامل در نقش غرق کند و تجربیات شخصی خود را به طور عمیقتر وارد نقش کند.
4. روشهای اجرایی:
- استانیسلاوسکی: بیشتر به تمرکز بر احساسات ذهنی و روانشناسی شخصیت تأکید داشت.
- بازیگری متد: علاوه بر تأکید بر احساسات روانی، بازیگر باید جسمانی و فیزیکی نیز وارد شخصیت شود و آن را در زندگی روزمره تجربه کند.
5. تأثیر بر کارگردان و بازیگر:
- استانیسلاوسکی: باور داشت که کارگردان باید هدایتکننده اصلی باشد.
- بازیگری متد: در این روش، بازیگر ممکن است بیشتر خود را درگیر نقش کند و گاهی از دید کارگردان دور شود.
در نهایت، بازیگری متد بیشتر به غرق شدن کامل بازیگر در نقش تأکید دارد، در حالی که روش استانیسلاوسکی بیشتر بر تأثیرات روانی و ذهنی شخصیت است.
سخن پایانی
بازیگری متد یکی از تکنیکهای پرطرفدار و پیچیده در دنیای سینما و تئاتر است که به بازیگران این امکان را میدهد تا بهطور عمیق و واقعی وارد شخصیتهای خود شوند. این روش با استفاده از تجربیات شخصی، حافظه حسی و عاطفی، به بازیگران کمک میکند تا واکنشها و احساسات خود را به شکلهای کاملاً طبیعی و باورپذیر به نمایش بگذارند. البته استفاده از این تکنیک نیازمند تمرکز، دقت و مدیریت است تا از آسیبهای روانی و جسمی احتمالی جلوگیری شود.
با وجود چالشهایی که ممکن است در استفاده از متد اکتینگ وجود داشته باشد، این تکنیک همچنان بهعنوان ابزاری قدرتمند برای ایجاد اجراهای عمیق و پر از احساس در دنیای هنرهای نمایشی شناخته میشود. بازیگران با درک کامل از این روش میتوانند آثار هنری ماندگار و تأثیرگذاری خلق کنند که نه تنها بر مخاطب تأثیر میگذارد، بلکه دنیای شخصیتهای سینمایی و تئاتری را بهطور واقعی و ملموس به زندگی میآورد.
آموزشگاه بازیگری کودک و نوجوان بارانا با تمرکز بر پرورش استعدادهای بازیگری در سنین کودکی و نوجوانی، برنامههای آموزشی متنوعی را برای تقویت مهارتهای هنری و شخصیتی ارائه میدهد. این آموزشگاه با اساتید مجرب، محیطی خلاقانه و حمایتی برای رشد استعدادهای جوان فراهم کرده است.
